|
1. چند وقته خیلی نوشتنم نمیاد.هر روز کلی سوژه جالب از ذهنم میگذره که فکر میکنم خوبه بیام اینجا و ازشون بنویسم. یه مدت که امتحانها بود(که لعنت بر اجداد مبدع امتحان).بعد هم خود به خود نشد دیگه. 2.هرچی تلاش می کنم نسبت به بعضی چیزا نمی تونم بی تفاوت باشم. 3.مادر بزرگ مامان هر وقت چیزی پیدا نمی شده،می گفته شیطون روش دست گذاشته.مدتیه به این نتیجه رسیدم که شیطونه کلآ کار زندگی رو ول کرده و فول تایم مشغول دست گذاشتن رو وسایل خونواده ماس؛ حالا رو همه چی، از پاس پورت و شناسنامه گرفته تا لنگه جوراب:) نرگس
1- در آسمان از يک ارتفاعی به بعد دیگر هیچ ابری نیست. پس هروقت آسمان دلت ابری شد، با ابرها نجنگ، فقط اوج بگير. 2- فکر میکنم آدم احتياج دارد برای خودش بنويسد و نوشتههايش را برای خودش انبار کند. آنوقت چند ماه بعد و شايد چند سال بعد که به سراغشان میرود میتواند گذر زمان را حس کند. و میبيند که چگونه روزها را با سلام و صلوات به خاک سپرده است. 3- نمیدانم بشر به کدام جهت حرکت می کند؟ در اين عرصه کوتاه زندگی بين دوعدم گذشته و آينده، اين همه تکاپوی ناشيانه برای چيست؟ حرص و آز، شکمپروری و زرپرستی آدمی را خفه کردهاست. طبيعت را به لجن میکشند و دود محصولات چسکی کارخانه هايشان همه را به خناق دچار کرده است. با اين همه به ظاهر رشد و پيشرفت تکنولوژيک، هنوز خراميدن در طبيعت روح انسان را شاداب میکند. غلت زدن در طبيعت ثاقب و دويدن در تپههای شنگرفی و آرميدن در سايه درختان و گوش سپردن به نغمه ی عندليبان، جان آدمی را طراوت میبخشد. چرا که هزاران سال، اجدادمان در طبيعت زيستهاند. بیخود نيست لختیها میگويند بايستی به طبيعت بازگشت. ارس
|
Aboutآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 Links
زیتون
عکسهایی از 13 آبان 88،تهران |