تبليغاتX
رگبار
نوشته های ما از زندگی

Daisypath Next Aniversary Ticker

                                  

 

الان که اینو مینویسم درست سه هفته است که زندگی دوتایی من و ارس شروع شده. خیلی همه چیز جدیده. یه خونواده کوچولو که ما دو تاییم.

یه دنیای جدید که ما مرکزش هستیم.

یک "من" دو نفره

پیچیدن در هم و بیدار شدن کنار کسی که مفهوم زندگیه...

"اینک من و او دو پاره یک واقعیتیم."

                            

نرگس

 

---------------------------------------------------------------------------------

 

این روزها همه چیز شاید مانند روزهای قبل باشد. آسمان به همان رنگ ازلی، برف و باران و بوی نمور زمستان هم مشابه هر زمستان دیگری ست. تنها به هنگام سپیده دم وقتی چشم می گشایم آغوش گرم کسی را در کنار خود حس می کنم که سالها میانمان فاصله افتاده بود. به هنگام پیاده روی دست گرمش به گرد دستم حلقه می شود و لمس لطیف انگشتان او به من می گوید که این روزها مانند هر روز دیگری نیست.

این روزها...

این روزهایی که هرچند طولشان کوتاه بود لیکن پهنایشان اقیانوسی از احساس را درنوردید.

احساس می کنم که در تمامی این روزها مست بودم و گویی هر جنبش کوچکی آذین بخش وصال ساده و دلنشینمان بوده است.

می بینم که عشقمان واقعی ترین پدیده ممکن وجودمان بوده است، خالی از هر صفت و ارزش و رنگ و لعابی...

 

ارس

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 18:25  توسط نرگس و ارس  |