تبليغاتX
رگبار
نوشته های ما از زندگی

Daisypath Next Aniversary Ticker
تو تمام لحظه ها هستی...
باران برای من همان روزی است که زیر باران سیل اسای زمستان رفتیم کوه و سردمان هم نشد.
و دیشب هم که تا صبح با تو بودم،و در گردنه یخ زده ای که نمی دانم کجای دنیاست، وسط مهی که نمی گذاشت یک متریمان را هم ببینیم محکم دراغوشم گرفتی تا گرم شوم.و با هم از بالای تپه جیپی را نگاه می کردیم که وفادارانه تا انجا اورده بودمان و حالا پیش یخ جاده رویش کم شده بود.
و هیچ تعجب نکردم که چرا سردمان نیست...
خیلی پیشتر،حتی پیش از اولین نگاه، می شناختمت، و با اولین نگاه دانستم که دیگر هیچوقت سردم  نمی شود؛
و ان بالا، وسط مه، و یخی که سرد نیود، فهمیدم که زندگی یعنی همین، بودن با تو،حتی در گردنه های یخ زده ناکجا اباد.
فقط با تو.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 1:53  توسط نرگس و ارس 
گاهی اتفاقی میافتد که قلب ادم را سوراخ می کند.انگار با جوالدوز. سوراخ کوچک است،اما عمیق؛و جایش می ماند.
شاید تنها زمان پرش کند.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:46  توسط نرگس و ارس 

امروز با مامان و بابا رفتیم یه رستوران خیلی کار درست تو اون خیابون قدیمیه که خیابون بچگی های  باباس.خیلی دوست دارم اونجا رو. و چون بابا همه چیزو خیلی زنده تعریف میکنه احساس تعلق عجیبی به اون محله دارم.
بابا  فاصله بین دو تا خیابونی رو نشونم داد که  قبلآ خونه پدر بزرگش بوده. و حس نوستالژیک کم یابی داد بهم.
همون حسی که کفش های جیر ایتالیایی مادربزرگ پدریم بهم میده.کفش هایی که همیشه دور و ورم هستن.
که شاید پنجاه سال پیش تو پاهایی که شبیه پاهای من بود، سر کلاس ویولن استاد صبا و  زیر میز کافه لوقانطه بی قرار می شدن.
این کفشها،شاید جزو دو سه تا  چیزی باشن که تو تمام زندگیم بهشون احساس تعلق داشته ام.



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:20  توسط نرگس و ارس  | 

1.اول می روز جهانی کارگر مبارک.
و یه خسته نباشید از ته قلب برای تمام شرکت کننده های تجمع امروز صبح.

 

 2.فردا روز معلمه،گذشته از اینکه با وجه تسمیه اش مشکل دارم، از بچگی خیلی برام دوست داشتنی بوده.
 دبستان که بودم هر سال چنین شبی با بابا میرفتیم یه کادو(که معمولا کتاب بود یا صنایع دستی) و دسته گل میخریدیم.شب دسته گل رو میذاشتم توی ایوون که تازه بمونه. و مرتب بهش سر میزدم.به هر حال قرار بود قشنگ ترین گل کلاس باشه!:)
هرکدوم از بچه ها یه چیزی میاوردن، از ظرف و تابلو گرفته تا گل باغچه. میز معلم ها تو این روزخیلی قشنگ می شد...
روز معلم امسال هم مبارک. به تمام معلم هایی که بزرگن و به خاطر حقشون ایستادگی میکنن.
امیدوارم معلم ها سال بعد روز شادتری داشته باشن، با دسته های گل،به جای باتوم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:52  توسط نرگس و ارس  |