تبليغاتX
رگبار





















رگبار

نوشته هایی از زندگی

با امید روزی که در خیابانهای اشنای شهرمان،دست های یکدیگر را بگیریم و ازادی را اواز کنیم،

 گرامی باد هشت مارس روز جهانی زن !

 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت19:6توسط نرگس | |

عاشق عیدم. یه بوی خاصی داره.
بوی تازگی،بوی برف اب شده،بوی اتیش چهارشنبه سوری.
بوی پیک نوروزی که می موند برای عصر سیزده به در.و سبزه هایی که هر سال با ارزوهای جور وا جور گرهشون میزدیم.

بچه که بودم،همیشه اوایل اسفند،روی یه کاغذ به تعداد روزهایی که از سال باقی مونده بود سیب می کشیدم،و هر روز یکی از سیب ها رو خط میزدم.
اخرین سیب پایان سال بود.
نمی دونم...شاید فردا هفده تا سیب بکشم و بزنمشون به دیوار اتاق بچگیم.

+نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت1:41توسط نرگس | |