تبليغاتX
رگبار
نوشته های ما از زندگی

Daisypath Next Aniversary Ticker

چند روز پیش سری زدم به سایت امداد ایدز ایران...جالبه.من با هرجور اطلاع رسانی در این مورد به شدت موافقم!
یکی از لینک هاش در موردرژه رنگین کمان،در وین بود.برنامه ای در حمایت از حقوق همجنسگرایان و درخواست حقوق برابر  فردی و اجتماعی برای این افراد.حزب سبز،حزب سوسیال و خانه همجنسگرایان پشتیبان این مراسم بوده اند.
فقط یک لحظه به این فکر کنید که مطرح کردن چنین درخواستی در یک جامعه نیازمند چه درجه ای از مدنیت داره.
ازادی با تمام ابعادش معنی پیدا میکنه،نه در چهارچوبهای تعریف شده و مدون.من ازادم و این ازادی در انتخاب هایی که در زندگیم میکنم منعکس میشه:در اعتقادات سیاسی،در  شغل،در روش زندگی،در لباس پوشیدن،حرف زدن،عشق ورزیدن،و شریک جنسی.


حالا یه سر کوچیک هم میزنم به تعاریف قانونی ما از روابط بین دو همجنس:
لواط وطی انسان مذکر است چه به صورت دخول باشد یا تفخیذ.لواط در صورتی که فاعل و مفعول هردو بالغ و عاقل و مختار باشند و در صورت دخول قتل است.(بدون دخول صد تازیانه داره.)البته نابالغ مرتکب لواط هم در صورتی که با اکراه تن به رابطه نداده باشه تا هفتاد و چهارضربه شلاق تعزیری میخوره.
مساحقه هم یعنی همجنس بازی زنان با الت تناسلی،و مجازاتش هم صد ضربه تازیانه است.توجه دارید که مواردی که رابطه به صورت جبری صورت گرفته یا یکی از طرفین عاقل یا بالغ نبوده از شمول این مواد خارجه.

خب حالا در نظر بگیرید تو کشوری که ما که افرادی طبیعی هستیم،برای انسانی ترین خواسته هامون(مثلآ ورود به استادیوم یا برگزاری مراسم روز زن) با شدیدترین برخوردها مواجه میشم،کسانی که برحسب ساختار  فیزیولوژیک یا روانی  خاص نیازمند نقشی غیر از انچه جامعه براشون تعریف کرده هستن،چقدر موقعیت دشواری دارن.

این حالت (مخصوصآ در مورد ترنس سکسوئل ها) تمام زندگی یک ادم رو تحت الشعاع قرار میده.همه و،حتی خونواده فرد بهش به چشم یه علف هرز نگاه میکنن.در مدرسه،خیابون و سایر محیط های شلوغ مورد تحقیر و ازار قرار میگیرن.طرد میشن.و در انزوا قرار میگیرن.به عبارات زشتی فکر کنید که در موردشون به کار میره...
یک انسان معلول عوامل مختلفیه.بهتره در مورد ادمها قضاوت نکنیم.من به عنوان زنی معتقد به حقوق انسانی برابر،ازادی را بی قید میدونم.
به خاطر داشته باشیم،چیزی که برای ما جا افتاده یا خوشایند نیست،الزامآ بد نیست.
پ.ن.1:منبع عکسها سایت امداد ایدز ایران


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 12:56  توسط نرگس و ارس  | 

منصور اسانلو عصر امروز با وثیقه ای صد و پنجاه میلیون تومانی ازاد شد! 

تبریک به تمام حامیان ازادی

 به سلامتی ازادی!

و اسانلو...

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 20:23  توسط نرگس و ارس  | 

تولد تولد تولدم مبارک!
چهارشنبه تولدم بود.
خیییلی خوش گذشت.من عاشق جشن تولدم.(البته بیشتر جشن تولد خودم!)
یه بزن و برقص اساسی،یه کیک خییییلی خوشگل که عکسشو میذارم،و یه عالمه محبت که برام یه دنیاارزش داره.مثلآ عمه مینا جونم بعد از اینکه "داوینچی کد" رو(که خیلی دلم میخواست بخونم) تو کتابفروشی پیدا نکرده بود،با ویراستار که دوستش بود تماس گرفته بود و یه نسخه جور کرده بود...همه ی کادوها مطابق سلیقه ام بود.
ممنون از بهاره،بیتا،سیما،اذین،منصور،مژده،سیمین،ناهید،مونا،اناهیتا،سحر،میترا،سولماز،مژگان،ایدا،حنانه، مهناز ،مامان فری جون و ابابای ماهم و... که تماس گرفتن و کلی خوشحالم کردن.(و ممنون از ای-میل ها)

 

پز نوشت:گلهای روی کیکم طبیعی هستن.

پ.ن.۱:عین اگهی های روزنامه شد!!!:))

پ.ن.۲:ده روز انزلی بودم و علاوه بر اینکه کلی گردش کردم و چیزای خوشمزه خوردم،کلی هم برنزه شدم.(به قول یکی از بچه ها شکلات داغ!)عاشق دریا هستم...خیلی عالی بود!

پ.ن.۳:چه جوری ممکنه وقتی من اهل چت کردن و تو سایتی هم عضو نباشم نیستم کسانی که    اصلآ نمیشناسم اف بذارن یا اد کنن؟اونم با چه ای-دی های خزی!:))خلاصه اونایی که بیخودی اد   میکنن لطفآ بیخیال من یکی بشن.

 


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 0:59  توسط نرگس و ارس  |