تبليغاتX
رگبار
نوشته های ما از زندگی

Daisypath Next Aniversary Ticker

..بگو به میهن که خون بیژن   ستاره گشت و از آن   چه سان شراره دمید

به سرخی هر ستاره اکنون      نشسته بر تن شب     نشان صبح سپید...

مادر برای دخترک میخواند .و نام بیژن در کنار چه،لورکا،ویکتور خارا و بسیاری دیگر به عنوان اسطوره ای در ذهن دخترک نقش بست.کودک آن روزها امروز میخواهد سهم بسیار کوچکی داشته باشد در پاسداشت نام مردانی که بر تن ظلمت نقشی از نور زدند...

در فاصله ی سالهای ۴۰تا ۵۷،جنبش چپ ایران دو گرایش جدید یافت:نخست مائوئیسم ،و دیگری استقلال طلبی از چین و شوروی،که چهره شاخص آن بیژن جزنی است.
بیژن در سال۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد.پدرش حسین جزنی افسر ژاندارمری بود و مادرش عالمتاج نظری خانه دار.
عموهای بیژن درسالهای آغازین دهه سی مسئول سازمان درجه داران و سازمان جوانان حزب توده بودند و داییهایش نیز تا عضویت در کمیته مرکزی سازمان جوانن پیش رفتند.مادرش عضو سازمان زنان بود پدرش نیز در سال ۲۳ به حزب توده و سپس در سال ۲۵به فرقه دموکرات آذربایجان پیوست و به آذربایجان مهاجرت کرد و تا سال ۴۵ در آن کشور به سر برد.از این رو مادر ناچار شد همراه فرزندان خردسالش به خانه پدری بازگردد زندگی در خانه ای که تمام افرادش در سازمانهای مختلف حزب توده فعالیت میکردند هم موجب فعالیت حرفه ای و گسترده مادر در سازمان زنان شد،و هم تاثیری ژرف بر آینده سیاسی بیژن گذاشت.
بیژن خود در سال ۲۶،یعنی زمانی که ده ساله بود، عضو سازمان جوانان حزب توده شد و با غیرقانونی شدن حزب در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ کماکان به فعالیتهای خود ادامه داد.با علنی شدن تدر یجی فعالیتهای حزب تشکلهایی علنی در سازمان جوانان سر برآوردند که یکی از آنها سازمان دانش آموزان تهران بود که در فروردین ۱۳۳۰ رسمآ اعلام موجودیت کرد و در سال ۱۳۳۲ بیژن مسئول کمیته بخش سازمان دانش آموزان تهران شد.فعالیتهای علنی بیژن تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت و سپس مخفی شد.با این حال در آدرماه سال ۳۲ و اردیبهشت ۳۳ دستگیر شد و حدود چهار ماه در بازداشت به سر برد.پس از آزادی ضمن حفظ ارتباط بابرخی اعضای سازمان جوانان و حزب توده ،مدتی به سامان دادن زندگیش پرداخت.او در این سالها موسسه ای تبلیغاتی تاسیس کرد که خود نقاشیهای آن را بر عهده داشت.در سال ۳۸در حالی که از نظر کاری در موقعیت خوبی بود در رشته فلسفه در دانشگاه تهران ثبت نام کرد.

در ۲۱ مهرماه ۱۳۳۹به دنبال عشقی هشت ساله با میهن قریشی که از اعضای سازمان جوانان و یار دوره نوجوانی بود ازدواج کرد.حاصل این ازدواج دو پسر به نامهای بابک و مازیار بود.

جزنی به دنبال اعتصابات کارگری در سال ۱۳۳۷به همراه عده ای از دوستانش محفلی برای فعالیت سیاسی تشکیل داد که علاوه بر شرکت در تظاهرات و پخش تراکت،به انتشار نشریه ای به نام "ندای خلق" با امضای "جبهه واحد ضداستعمار" می پرداخت.در سالهای پس از کودتا،افزایش هزینه های نظامی ،تورم و کسری بودجه ،عواملی بود که رژیم برآمده از کودتا را به سمت استقراض خارجی سوق می داد.اما کمکهای مالی از سوی کشورهای خارجی و به خصوص دولت جان اف. کندی منوط شده بود به انجام اصلاحات.شاه به منظور مهار این بحران در پانزده خرداد ۱۳۳۹انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی را کاملآ آزاد اعلام کرد.این وعده گرچه تحقق نیافت، اما به معنای عقب نشینی رژیم بود.در این دوره جزنی به دلایل زیر به یکی از مهره های مهم جنبش دانشجویی تبدیل شد:
نخست:تجربه او در سازماندهی تظاهرات و درگیریهای خیابانی.
 دوم :قاطعیت او در تصمیم گیری و اطلاعات وسیعی که داشت.
سوم:پیگیری و ازخود گذشتگی او در مبارزه.
در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۴فعالیت های سیاسی جزنی عمدتآ در ارتباط با جنبش دانشجویی بود.
او در تصمیم گیری ها و فعالیتهای سازمان دانشجویان جبهه ملی نقش مهمی داشت.در آن دوره گروههای فعال سازمان دانشجویان در سه فراکسیون اصلی خلاصه می شدند:فراکسیون های جزنی-ظریفی،شعاعیان، و حزب ملت ایران.
جزنی و اعضای محفل او اگرچه در این مقطع در سازمانهای جبهه ملی عضو بودند، اما استراتژی جبهه ی ملی را ناکارآمد میدانستند و ضمن انتقاد از آن،مشی مقابله با شاه را بین اعضای جبهه ملی تبلیغ میکردند.
آنها با عضویت در جبهه ملی اهداف سه گانه ی زیر را دنبال می کردند:
۱-تبلیغ شعار تشکیل جبهه متحد با شرکت همه نیروهای ترقیخواه مخالف شاه.
۲-تقویت جناح رادیکال جبهه ملی.
۳-عضوگیری از بین دانش آموزان و دانشجویان جبهه ملی.
هدف سوم یعنی عضو گیری به بهترین نحو محقق شد.به طوری که در اوایل سال ۱۳۴۲محفل آنها تبدیل شد به گروهی با مرکزیت واحد. در دو مورد اول آنهادر محدوده جنبش دانشجویی موفق شدند نشریه پیام دانشجو را منتشر کنند.جزنی در تدارک واجرای کلیه مراحل نشریه  نقش داشت و در اول خرداد ماه ۱۳۴۴در همین رابطه دستگیر شد و نه ماه در بازداشت به سر برد.
 او پس از آزادی در سال ۱۳۴۵از پایان نامه تحصیلی اش با عنوان "نیروها و هدفهای انقلاب مشروطیت در ایران"زیر نظر دکتر صدیقی ارائه داد.
گروه در اوایل سال ۱۳۴۵ به پیشنهاد حسن ضیا ظریفی مذاکراتی با نمایندگان گروه رزم وران غاز کرد.گروه رزم آوران توسط عباس سورکی تشکیل شده بود و موضع مائوئیستی داشت.در نهایت چون دوره ی تدارک گروه جزنی طولانی شده بود،و همچنین به دلیل صحبت گروه رزم آوران از ۱۲۰عضو آماده و مقدار زیادی اسلحه ومواد منفجره،علی رغم تردید در مواضع رزم آوران در پائیز ۱۳۴۵ این گروه در گروه جزنی ادغام شد.البته بعدآ مشخص شد که از اعضای رزم اوران تنها سورکی و زاهدیان واجد شرایط عضویت در مرکزیت هستند.یکی از افرادی که در شبکه ذخیره قرار گرفت ناصر آقایان بود که از سال۴۲  با ساواک همکاری می کرد.
گروه جزنی از لحاظ ایدئولوژیک، مارکسیست لنینیست بود.البته با برداشت مستقل و بدون وابستگی به قطب های جهانی.آنها سیاست شوروی و سایر کشورهای سوسیالیستی را در ایران مغایر با اصول انترناسیونالیسم پرولتاری،و مخالف دیپلماسی سوسیالیستی میدانستند.گروه رابطه توده با شوروی را نیز غلط میدانست و تحت تآثیر مبارزات چریکی امریکای لاتین بود.
یکی از مسائل عمده گروه،مشکلات مالی بود. منبع مالی آنها عمدتآ به وسیله جزنی، و حق عضویت افراد گروه تآمین می شد.اما با این منابع نمیشد تجهیزات مبارزه مسلحانه را فراهم کرد.لذا در اوایل سال ۱۳۴۶اصل تدارک قهرآمیز مطرح شد،و نهایتآ قرار شد گروه در روز ۲۲ دیماه از بانک تعاونی و توسعه شعبه قصابخانه سرقت کند.اما برنامه توسط ناصر آقایان لو رفت و اعضای گروه به تدریج دستگیر شدند.
گروه جزنی در بهمن ماه ۱۳۴۷در دادگاه نظامی محاکمه شدند بیژن به اتهام عضویت در دسته با رویه اشتراکی و ضدیت با رژیم و نگهداری اسلحه به حبس ابد و در دادگاه تجدید نظر به 15 سال حبس محکوم شد.اعضا گروه نیز به بین ۲تا ۱۰سال حبس محکوم شدند. او مهمترین نوشته های خود را در سالهای ۴۹تا ۵۳،در زندان نوشت.از جمله جزوه "آنچه یک مبارز باید بداند" را در تابستان ۴۹نوشت و برای تحکیم موقعیت صفایی فراهانی به نام او امضا کرد.
او در زندان بر پایداری،حفظ رابطه با بیرون و ایجاد تشکیلات درون زندان تآکید میورزید،که البته در میان زندانیان سیاسی نیز مخالفانی داشت که به انحا مختلف علیه او فعالیت میکردند و ساواک نیز به این اختلافات دامن میزد.
او معتقد بود انقلاب فرایندی سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و ذهنی است وآنچه در این مقطع مبارزه مسلحانه را ایجاب میکند،دیکتاتوری شاه است که راه را بر مبارزه مسالمت آمیز بسته است.وگرنه مبارزه مسلحانه نه شروع انقلاب است ونه به خودی خود به انقلاب منجر میشود.او معتقد بود مبارزه ابعاد گسترده ای دارد و نباید به شیوه ای خاص محدود شود.
سرانجام بیژن جزنی در ۲۹ فروردین ۱۳۵۴به همراه هشت زندانی دیگر(کاظم ذوالانوار،مصطفی جوان خوشدل که مجاهد بودند،حسن ضیا ظریفی،عباس سورکی،محمد چوپان زاده،سعید کلانتری،عزیز سرمدی واحمد جلیل افشار)تیرباران شد.

با استفاده از:
نگاه نو
آرشیو کیهان،سیاهکل و راه توده
کتاب داد بی داد نوشته خانم ویدا حاجبی،نشر بازتاب نگار


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 2:14  توسط نرگس و ارس  | 
Adolescent boys wearing civilian clothes walk away from the weapons they once carried as child soldiers, during a demobilization ceremony in southern Sudan.

عکس:پسران جوان در حالیکه لباس شخصی برتن دارند در جشن صلح در جنوب سودان سلاح هایی را که در کودکی به عنوان سرباز به دست می گرفتند،رها میکنند.

یک دختر پانزده ساله که از "ارتش الهی" اوگاندا گریخته است:"میخواهم پیامی به شما بدهم.لطفا تمام سعیتان را بکنید تا مردم جهان بفهمند ما در چه شرایطی به سر برده ایم تا بچه های دیگر مجبور به تحمل چنین خشونتی نباشند."

با سلاحهای امروزی که سبک هستند و کاربری آسانی دارند،کودکان بدون نیاز به تعلیماتی که سابقآضروری بود وارد ارتش میشوند.در ۸۵ کشور جهان بیش از نیم میلیون کودک زیر ۱۸ سالوارد نیروهای مسلح دولتی،ارتشها،نیروهای مسلح غیردولتی(بومی)،و سایر گروههای مسلح میشوند و همواره بیش از سیصدهزار نفر از این کودکان فعالانه به عنوان سربازان نیروهای دولتی یا غیر دولتی در جنگها شرکت دارند.

آنها گاه ربوده میشوند و گاه از طریق سربازگیری وارد ارتشها میشوند.بسیاری از کودکان سرباز که گاه حتی کمتر از ده سال سن دارندبه نحو مستقیم یا غیر مستقیم در اعمال خشونت بار غیر انسانی علیه خانواده یا گروه جمعیتی که به آن تعلق دارند شرکت داشته اند.

این بچه ها هم از نظر روانی و هم از نظر جسمانی در معرض آسیبهای وحشتناک و برگشت ناپذیری هستند.نکته مهمتر این است که آنها به آسانی در انجام اعمال وحشیانه ای که حتی قادر به درکشان نیستند مهارت پیدا میکنند و به خاطر ان تشویق میشوند.

بسیاری از دختران سرباز علاوه بر شرکت در جنگ،مورد سوئ استفاده جنسی نیز قرار میگیرند.

منبع:عفو بین الملل

برگردان:نرگس


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 1:37  توسط نرگس و ارس  | 
  ۱-امشب بعد از قرنی اخبار تلویزیون رو می دیدم که برام یه سوال پیش اومد:رئیس جمهور سفری به خراسان کرده بود و به چند تا شهر رفته بود...تو یکی از شهرهای کوچیک (شاید قوچان)یه پرده زرد زده بودن که روش نوشته بود:صل علی محمد  بوی رجایی آمد.

سوال من:مگه رجایی بوی خاصی می داده؟       

پ.ن.۱:اخبارتلویزیون ایران ایرادی نداره.عیب ازمنه!      

پ.ن.۲:داروین پیشگو بوده.

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:9  توسط نرگس و ارس  | 
 

 

وبلاگم یکساله شد.
امیدوارم با این وضع سانسور اینترنت و نظارتی که قراره بر وبلاگها اعمال بشه ،دو سالگی رگبار و بسیاری دیگه از وبلاگها رو ببینیم!

               _________________________________________________________________
               -------------------------------------------------------------------------------------------


هرکس برای تنهاییش یک گریزگاه داره...جایی ،کاری،کسی یا چیزی که تسکینش میده.و امامسکن های من :

1-کتاب زن آینده (کریستین بوبن) که قصه ی خودمه.
2-آهنگ هتل کالیفرنیا
3-یه در خمیده ی دلستر لیمویی...که ازش خاطره دارم و وقتی میگیرمش کنار گوشم صدای دریا میده.
4-دو تا بلیط پاره شده ی سینما.
5-یک جعبه ی چوبی کوچیک...نمیدونم چوبش چیه که عطر عجیبی داره.روش پر از کنده کاریه.اما مهمتر داخلشه.
حدود سی تا جمله که واقعا انرژی میدن بهم.یادم نیست این جعبه از کجا اومد...شاید یه شب مهتابی از رودخونه گرفتمش.شاید با پست اومده خونمون.شاید یکی وقتی خواب بودم گذاشتش بالای سرم.اما مهم اینه که در شرایط سختی گرفتمش،و حسابی آرومم کرد.

...انسان زاده شده است که زندگی کند،نه آنکه خود را برای زندگی آماده کند.
...غیر ممکن ها را انجام دادن نوعی لذت است.
...مبارزه هر قدر صعب،صعود را ادامه بده؛شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد!

                                                         ...............


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 19:39  توسط نرگس و ارس  |