تبليغاتX
رگبار
نوشته های ما از زندگی

Daisypath Next Aniversary Ticker

ببین یه حسی بهم میگه که هنوز همه چیز تموم نشده...حداقل نه امروز...نه اینجا و در این شرایط...

راستی یه اتفاق باور نکردنی...امروز اون یکی ماهی قرمز هم مرد...یادته که؟!


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 23:48  توسط نرگس و ارس  | 
مدتی بود به خاطر امتحانات پایان ترم به وبلاگم سر نزده بودم، و از طریق ایمیل یکی از دوستان متوجه شدم که حتی این وب سایت هم از هجوم تبلیغات نماینده های عزیز مصون نمانده...واقعا از این مساله متاسفم،اما این باعث نمیشه که من بخوام با این وبلاگ خداحافظی کنم...من کارم را میکنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 23:41  توسط نرگس و ارس  | 
ااووووووف!!!!

نظرتون در مورد پیوستن ایران به .W.T.O چیه؟ 

ممکنه ما اونقدر قدرت نداشته باشیم که جریان رو تغییر بدیم یا جلوی این فاجعه رو

بگیریم...اما خوب قدرت و اصولا حق اظهار نظر که داریم!

 


+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 23:1  توسط نرگس و ارس  | 
چهارشنبه یک تجمع موفقیت آمیز داشتیم در مقابل ورزشگاه شیرودی.خواسته مون آزادی ورود خانمها

به استادیوم و نفی نگاه پلیسی به ورزش بود.ما تمرین کردیم و نشون دادیم که بی خشونت هم میشه

اعتراض کرد.مردم خیلی استقبال خوبی کردن و همه مشتاق خوندن پلاکاردها و بروشورها بودن.

تجربه ای بسیار عالی بود.من شخصا خیلی به این نوع مبارزه اعتقاد دارم...شما چطور؟

برای جزییات بیشتر مراجعه کنید به:www.bedoonemarz.com


+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 22:53  توسط نرگس و ارس  | 
دیشب برام شب وحشتناکی بود .یک چیز بزرگ در من شکست.یک اعتقاد...یک توهم

یا نه...دقیقتر حتی: یک بخش از وجودم.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 20:9  توسط نرگس و ارس  |