ببین یه حسی بهم میگه که هنوز همه چیز تموم نشده...حداقل نه امروز...نه اینجا و در این شرایط...
راستی یه اتفاق باور نکردنی...امروز اون یکی ماهی قرمز هم مرد...یادته که؟!

مدتی بود به خاطر امتحانات پایان ترم به وبلاگم سر نزده بودم، و از طریق ایمیل یکی از دوستان متوجه شدم که حتی این وب سایت هم از هجوم تبلیغات نماینده های عزیز مصون نمانده...واقعا از این مساله متاسفم،اما این باعث نمیشه که من بخوام با این وبلاگ خداحافظی کنم...من کارم را میکنم...

ااووووووف!!!!
نظرتون در مورد پیوستن ایران به .W.T.O چیه؟
![]()
ممکنه ما اونقدر قدرت نداشته باشیم که جریان رو تغییر بدیم یا جلوی این فاجعه رو
بگیریم...اما خوب قدرت و اصولا حق اظهار نظر که داریم!

چهارشنبه یک تجمع موفقیت آمیز داشتیم در مقابل ورزشگاه شیرودی.خواسته مون آزادی ورود خانمها
به استادیوم و نفی نگاه پلیسی به ورزش بود.ما تمرین کردیم و نشون دادیم که بی خشونت هم میشه
اعتراض کرد.مردم خیلی استقبال خوبی کردن و همه مشتاق خوندن پلاکاردها و بروشورها بودن.
تجربه ای بسیار عالی بود.من شخصا خیلی به این نوع مبارزه اعتقاد دارم...شما چطور؟ ![]()
برای جزییات بیشتر مراجعه کنید به:www.bedoonemarz.com

دیشب برام شب وحشتناکی بود .یک چیز بزرگ در من شکست.یک اعتقاد...یک توهم
یا نه...دقیقتر حتی: یک بخش از وجودم.





